رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 583غزل شمارهٔ 583شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: یدایدصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںرسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آیدبیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید22نقل کریںچه مقدارست مرجان را که گردد کفو مر، جان راولی تو آفتابی بین که بر ذره پدید آید33نقل کریںهزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشددو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید44نقل کریںیکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایحشود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید55نقل کریںغلام موج این بحرم که هم عیدست و هم نحرمغلام ماهیم که او ز دریا مستفید آید66نقل کریںهر آن قطره کز این دریا به ظاهر صورتی یابدیقین میدان که نام او جنید و بایزید آید77نقل کریںدرآ ای جان و غسلی کن در این دریای بیپایانکه از یک قطره غسلت هزاران داد و دید آید88نقل کریںخطر دارند کشتیها ز اوج و موج هر دریاامان یابند از موجی کز این بحر سعید آید99نقل کریںچو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدینباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندبه جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 582اگلی نظمیکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر داردنمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 584◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیندبه جای مفرش و بالی همه مشت و لگد بیندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 582
اگلی نظمیکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر داردنمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 584