رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 391غزل شمارهٔ 391شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: امستامدستصنف: غزلصداکاران: کیوان عاروان و دیگرآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوکیوان عاروانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدستوان حیات باصفای باوفا مست آمدست2نقل کریںگر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمشکو بدین شیوه بر ما بارها مست آمدست3نقل کریںآب ما را گر بریزد ور سبو را بشکندای برادر دم مزن کاین دم سقا مست آمدست4نقل کریںمیفریبم مست خود را او تبسم میکندکاین سلیم القلب را بین کز کجا مست آمدست5نقل کریںآن کسی را میفریبی کز کمینه حرف اوآب و آتش بیخود و خاک و هوا مست آمدست6نقل کریںگفتمش گر من بمیرم تو رسی بر گور منبرجهم از گور خود کان خوش لقا مست آمدست7نقل کریںگفت آن کاین دم پذیرد کی بمیرد جان اوبا خدا باقی بود آن کز خدا مست آمدست8نقل کریںعشق بیچون بین که جان را چون قدح پر میکندروی ساقی بین که خندان از بقا مست آمدست9نقل کریںیار ما عشق است و هر کس در جهان یاری گزیدکز الست این عشق بیما و شما مست آمدست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساربانا اشتران بین سر به سر قطار مستمیر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 390اگلی نظمگر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیستگر نه لطف او بود پس عیش را بنیاد چیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 392آڈیوصداکار منتخب کریںکیوان عاروانعلی اسلامی مذهبپری ساتکنی عندلیبمریم جوزیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساربانا اشتران بین سر به سر قطار مستمیر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 390
اگلی نظمگر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیستگر نه لطف او بود پس عیش را بنیاد چیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 392