رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 390غزل شمارهٔ 390شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ارمستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: نازنین بازیان و دیگرآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساربانا اشتران بین سر به سر قطار مستمیر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست2نقل کریںباغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شدباغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست3نقل کریںآسمانا چند گردی گردش عنصر ببینآب مست و باد مست و خاک مست و نار مست4نقل کریںحال صورت این چنین و حال معنی خود مپرسروح مست و عقل مست و خاک مست اسرار مست5نقل کریںرو تو جباری رها کن خاک شو تا بنگریذره ذره خاک را از خالق جبار مست6نقل کریںتا نگویی در زمستان باغ را مستی نماندمدتی پنهان شدست از دیده مکار مست7نقل کریںبیخهای آن درختان می نهانی میخورندروزکی دو صبر میکن تا شود بیدار مست8نقل کریںگر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنجبا چنان ساقی و مطرب کی رود هموار مست9نقل کریںساقیا باده یکی کن چند باشد عربدهدوستان ز اقرار مست و دشمنان ز انکار مست10نقل کریںباد را افزون بده تا برگشاید این گرهباده تا در سر نیفتد کی دهد دستار مست11نقل کریںبخل ساقی باشد آن جا یا فساد بادههاهر دو ناهموار باشد چون رود رهوار مست12نقل کریںرویهای زرد بین و باده گلگون بدهزانک از این گلگون ندارد بر رخ و رخسار مست13نقل کریںبادهای داری خدایی بس سبک خوار و لطیفزان اگر خواهد بنوشد روز صد خروار مست14نقل کریںشمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیستکافر و مؤمن خراب و زاهد و خمار مست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دلت با من نباشد همنشینی سود نیستگرچه با من مینشینی چون چنینی سود نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 389اگلی نظممطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدستوان حیات باصفای باوفا مست آمدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 391زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز سقاهم ربهم بین جمله ابرار مستوز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 398آڈیوصداکار منتخب کریںنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون دلت با من نباشد همنشینی سود نیستگرچه با من مینشینی چون چنینی سود نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 389
اگلی نظممطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدستوان حیات باصفای باوفا مست آمدسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 391
از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مستوز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 398