رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1032غزل شمارهٔ 1032شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: اراخرصنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخرمن با تو نمیگویم ای مرده پار آخر2نقل کریںماننده ابری تو هم مظلم و بیبارانتاریک مکن ای ابر یک قطره ببار آخر3نقل کریںاین جمله فرمانها از بهر قدر آمدای جبری غافل تو از لذت کار آخر4نقل کریںبا کور کسی گوید کاین رشته به سوزن کشبا بسته کسی گوید کان جاست شکار آخر5نقل کریںبا طفل دوروزه کس از شاهد و میگویدیا با نظر حیوان از چشم خمار آخر6نقل کریںچون هیچ نیابی توی پهلوی زنان بنشیناز حلقه جانبازان بگذر به کنار آخر7نقل کریںدر قدرت مخدومی شمس الحق تبریزیغوطی بخوری بینی حق را به نظار آخر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجان من و جان تو بستست به همدیگرهمرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1031اگلی نظمای دیده مرا بر در واپس بکشیده سرباز از طرفی پنهان بنموده رخ عبهررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1033آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجان من و جان تو بستست به همدیگرهمرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1031
اگلی نظمای دیده مرا بر در واپس بکشیده سرباز از طرفی پنهان بنموده رخ عبهررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1033