صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »بیستم

بیستم

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

هله درده می بگزیده که مهمان توم

ز پریشانی زلف توپریشان توم

22

تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر

نقد ده نقد، که عباس حرمدان توم

33

آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم

مردهٔ جرعهٔ آن چشمهٔ حیوان توم

44

باده بر باد دهد هردو جهان را چو غبار

وآنگهان جلوه شود که مه تابان تو

55

وانگهان جام چو جان آرد کین بر جان زن

گر نیم جان تو آخر نه ز جانان توم؟

66

مرکبش دست بود زانک قدح شهبازست

که صیادم من و سر فتنهٔ مرغان توم

77

وانگه از دست بپرد سوی ایوان دماغ

که گزین مشعله و رونق ایوان تو

88

آب رو رفت مهان را پی نان و پی آب

مژده‌ای مست که من آب تو و نان توم

99

بحر بر کف که گرفتست؟ تو باری برگیر

خوش همی خند که من گوهر دندان توم

1010

من سه پندت دهم، اول توسپند ما باش

که خلیلی و نسوزی چو سپندان توم

1111

در خانه هله بگشای که در کوی تویم

قصص جایزه برخوان نه که بر خوان توم؟

1212

هین به ترجیع بگردان غزلم را برگو

گر تو شیدا نشدی قصهٔ شیدا برگو

بند 2
Toggle stanza 2
1313

ز آب چون آتش تو دیگ دماغم جوشید

سبک ای سیمبر مشعله سیما برگو

1414

ز پگه جام چو دریا چو به کف بگرفتم

صفت موج دل و گوهر گویا برگو

1515

بحر پرجوش چو لالاست بر آن در یتیم

کف بزن خوش صفت لولوی لالا برگو

1616

هرکسی دارد در سینه تمنای دگر

زان سر چشمه کزو زاد تمنا برگو

1717

جمع کن جمله هوسهای پراکنده به می

زان هوس که پنهان شد ز هوسها برگو

1818

ز آفتابی که برآید سپس مشرق جان

که بدو محو شود ظل من و ما برگو

1919

شش جهت انس و پری محرم آن راز نیند

سر بگردان سوی بیجا و همانجا برگو

2020

چند باشد چو تنور این شکمت پر ز خمیر؟!

ای خمیری دمی از خمر مصفا برگو

2121

چند چون زاغ بود نول تو در هر سرگین؟!

خبر جان چو طوطی شکرخا برگو

2222

زین گذر کن، بده آن جام می روحانی

صفت شعشعهٔ جام معلا برگو

2323

مست کن پیر و جوان را، پس از آن مستی کن

مست بیرون رو ازین عیش و تماشا برگو

2424

هله ترجیع کن اکنون که چنانیم همه

که می از جام و سر از پای ندانیم همه

بند 3
Toggle stanza 3
2525

جام بر دست به ساقی نگرانیم همه

فارغ از غصهٔ هر سود و زیانیم همه

2626

این معلم که خرد بود بشد ما طفلان

یکدگر را ز جنون تخته زنانیم همه

2727

پا برهنه خرد از مجلس ما دوش گریخت

چونک بیرون ز حد عقل و گمانیم همه

2828

میرمجلس توی و ما همه در تیر تویم

بند آن غمزه و آن تیر و کمانیم همه

2929

زهره در مجلس مه‌مان به می از کار ببرد

ورنه کژرو ز چه رو چون سرطانیم همه؟

3030

چشم آن طرفهٔ بغداد ز ما عقل ربود

تا ندانیم که اندر همدانیم همه

3131

گفت ساقی: « همه را جمله به تاراج دهم »

همچنان کن هله ای جان که چنانیم همه

3232

همچو غواص پی گوهر بی‌نام و نشان

غرق آن قلزم بی‌نام و نشانیم همه

3333

وقت عشرت طرب انگیزتر از جام مییم

در صف رزم چو شمشیر و سنانیم همه

3434

نزد عشاق بهاریم پر از باغ و چمن

پیش هر منکر افسرده خزانیم همه

3535

می‌جهد شعلهٔ دیگر ز زبانهٔ دل من

تا ترا وهم نیاید که زبانیم همه

3636

ساقیا باده بیاور که برانیم همه

که به جز عشق تو از خویش برانیم همه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خواب برو ز همدمانم

تا بی‌کس و ممتحن نمانم

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»نوزدهم

اگلی نظم

هله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم

روی ازینجا به جهانی عجبی آوردیم

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»بیست و یکم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور