رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 939رباعی شمارهٔ 939شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: فتیهرگزصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای عشق نخسبی و نخفتی هرگزدر دیدهٔ خفتگان نیفتی هرگز2نقل کریںباقی سخنی هست نگویم او راتو نیز نگوئی و نگفتی هرگز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای عشق تو داده باز جان را پروازلطف تو کشیده چنگ جان را در سازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 938اگلی نظمای کرده ز نقش آدمی چنگی سازجانها همه اقوال تو از روی نیازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 940ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای عشق تو داده باز جان را پروازلطف تو کشیده چنگ جان را در سازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 938
اگلی نظمای کرده ز نقش آدمی چنگی سازجانها همه اقوال تو از روی نیازرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 940