صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 524

غزل شمارهٔ 524

شاعر: رومی

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

قافیہ: هشد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد

The hour is late, the hour is late, the sun has gone down into the well, the sun of the soul of lovers has entered the seclusion of God.

22
روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان
شب ترک تازی‌ها بکن کان ترک در خرگاه شد

A day is hidden in night, a Turk is amongst Hindus; night, launch your assaults, for that Turk is in the tent.

33
گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی
کز شب روی و بندگی زهره حریف ماه شد

If you catch a glimpse of this brightness, you will set sleep afire; for by night-faring and servitude Venus became the companion of the moon.

44
ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیان
زیرا که ما بردیم زر تا پاسبان آگاه شد

We are fleeing by night and running apace, and the Zangis are on our track, for we carried off the gold, and the watchman became aware.

55
ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته
رخ‌ها چو شمع افروخته کان بیذق ما شاه شد

We have learned nightfaring and consumed a hundred watchmen; our cheeks are lit up like candles because that pawn of ours has become king.

66
ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آورد
ای کر و فر آن دلی کو سوی آن دلخواه شد

Happy indeed is that smiling one who has pressed cheek against that cheek! Great and glorious is that heart which has departed unto that Sweetheart!

77
آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دل
کار آن کسی دارد که او غرقابه آن آه شد

Who is there on the path of the heart who has not a sigh in his heart? That man is truly successful who is drowned in that sigh.

88
چون غرق دریا می‌شود دریاش بر سر می‌نهد
چون یوسف چاهی که او از چاه سوی جاه شد

When he is drowned in the sea, the sea carries him up to the surface, like Joseph of the well who emerged from the well to greatness.

99
گویند اصل آدمی خاکست و خاکی می‌شود
کی خاک گردد آن کسی کو خاک این درگاه شد

They say, “Man’s origin is the dust, and he returns to the dust.” How should he become dust who is the dust of this doorway?

1010
یک سان نماید کشت‌ها تا وقت خرمن دررسد
نیمیش مغز نغز شد وان نیم دیگر کاه شد

The crops appear all of one kind until the harvest-time arrives; one half of it has become fine grain, the other half is chaff.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد

قهر خدا باشد که بر لطف خدا عاشق نشد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 523

اگلی نظم

بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

خیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 525

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد

خورشید جان عاشقان در خلوت الله شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 542

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00