رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 140غزل شمارهٔ 140شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انمبادابیشماصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدرد ما را در جهان درمان مبادا بیشمامرگ بادا بیشما و جان مبادا بیشما22نقل کریںسینههای عاشقان جز از شما روشن مبادگلبن جانهای ما خندان مبادا بیشما33نقل کریںبشنو از ایمان که میگوید به آواز بلندبا دو زلف کافرت کایمان مبادا بیشما44نقل کریںعقل سلطان نهان و آسمان چون چتر اوتاج و تخت و چتر این سلطان مبادا بیشما55نقل کریںعشق را دیدم میان عاشقان ساقی شدهجان ما را دیدنِ ایشان مبادا بیشما66نقل کریںجانهای مرده را ای چون دم عیسی شماملک مصر و یوسف کنعان مبادا بیشما77نقل کریںچون به نقدِ عشقِ شمسالدینِ تبریزی خوشمرخ چو زر کردم بگفتم کان مبادا بیشما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ماچشم بد دور از تو ای تو دیده بینای مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 139اگلی نظمجمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا ؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 141◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرنج تن دور از تو ای تو راحت جانهای ماچشم بد دور از تو ای تو دیده بینای مارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 139
اگلی نظمجمله یارانِ تو سنگند و توی مرجان چرا ؟آسمان با جملگان جسمست و با تو جان چرا ؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 141