صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2476

غزل شمارهٔ 2476

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: تی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
شرح نمی‌کنم که بس عاقل را اشارتی
22
فهم کنی تو خود که تو زیرک و پاک خاطری
باده بیار و دل ببر زود بکن تجارتی
33
نای بنه دهان همی‌آرد صبح ناله‌ای
چنگ ز چنگ هجر تو کرد حزین شکایتی
44
درده بی‌دریغ از آن شیره و شیر رایگان
شیر و نبید خلد را نیست حدی و غایتی
55
درده باده‌ای چو زر پاک ز خویشمان ببر
نیست بتر ز باخودی مذهب ما جنایتی
66
باده شاد جان فزا تحفه بیار از سما
تا غم و غصه را کند اشقر می سیاستی
77
عقل ز نقل تو شود منتقل از عقیله‌ها
دانش غیب یابد و تبصره و فراستی
88
جام تو را چو دل بود در سر و سینه شعله‌ای
مست تو را چه کم بود تجربه یا کفایتی
99
دست که یافت مشربی ماند ز حرص و مکسبی
سر که بیافت آن طرب کی طلبد ریاستی
1010
شست تو ماهی مرا چله نشاند مدتی
دام تو کرکس مرا داد به غم ریاضتی
1111
قطره ز بحر فضل تو یافت عجب تبدلی
پاکدلی و صفوتی توسعه و احاطتی
1212
نفس خسیس حرص خو عاشق مال و گفت و گو
یافت به گنج رحمتت از دو جهان فراغتی
1313
ترک زیارتت شها دان ز خری نه بی‌خری
ز آنک به جان است متصل حج تو بی‌مسافتی
1414
هیچ مگو دلا هلا طاقت رنج نیستم
طاق شو از فضول خود حاجت نیست طاقتی
1515
طاقت رنج هر کسی داری و می‌کشی بسی
طاقت گنج نیستت این چه بود خساستی
1616
سر دل تو جز ولا تا نبود که بی‌گمان
بر سر بینیت کند سر دلت علامتی
1717
حشر شود ضمیر تو در سخن و صفیر تو
نقد شود در این جهان عرض تو را قیامتی
1818
از بد و نیک مجرمان کند نشد وفای تو
ز آنک تو راست در کرم ثابتی و مهارتی
1919
جان و دل مرید را از شهوات ما و من
جز ز زلال بحر تو نیست یقین طهارتی
2020
متقیان به بادیه رفته عشا و غادیه
کعبه روان شده به تو تا که کند زیارتی
2121
روح سجود می‌کند شکر وجود می‌کند
یافت ز بندگی تو سروری و سیادتی
2222
بر کرم و کرامت خنده آفتاب تو
ذره به ذره را بود نوع دگر شهادتی
2323
جمله به جست و جوی تو معتکفان کوی تو
روی به کعبه کرم مشتغل عبادتی
2424
پنج حس از مصاحف نور و حیات جامعت
یاد گرفته ز اوستا ظاهر پنج آیتی
2525
گاه چو چنگ می‌کند پیش درت رکوع خوش
گاه چو نای می‌کند بهر دم تو قامتی
2626
بس کن ای خرد از این ناله و قصه حزین
بوی برد به خامشی هر دل باشهامتی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای

دست جفا گشاده‌ای پای وفا کشیده‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2475

اگلی نظم

سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

خاربنان خشک را از گل او طراوتی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2477

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آه‌ که با دلم نبست عهد وفاق الفتی

چون نفسم به سر شکست گرد هوای غربتی

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2655

کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی

این چه بتی است ای خدا این چه بلا و آفتی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2467

سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی

خاربنان خشک را از گل او طراوتی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2477

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00