زمین
آه که با دلم نبست عهد وفاق الفتی
چون نفسم به سر شکست گرد هوای غربتی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2655
کعبه طواف میکند بر سر کوی یک بتی
این چه بتی است ای خدا این چه بلا و آفتی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2467
هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی
شرح نمیکنم که بس عاقل را اشارتی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2476