رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 862غزل شمارهٔ 862شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: کنندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںقومی که بر براق بصیرت سفر کنندبی ابر و بیغبار در آن مه نظر کنند22نقل کریںدر دانههای شهوتی آتش زنند زودوز دامگاه صعب به یک تک عبر کنند33نقل کریںاز خارخار این گر طبع آن طرف روندبزم و سرای گلشن جای دگر کنند44نقل کریںبر پای لولیان طبیعت نهند بندشاهان روح زو سر از این کوی درکنند55نقل کریںپای خرد ببسته و اوباش نفس رادستی چنین گشاده که تا شور و شر کنند66نقل کریںاجزای ما بمرده در این گورهای تنکو صور عشق تا سر از این گور برکنند77نقل کریںمسیست شهوت تو و اکسیر نور عشقاز نور عشق مس وجود تو زر کنند88نقل کریںانصاف ده که با نفس گرم عشق اوسردا جماعتی که حدیث هنر کنند99نقل کریںچون صوفیان گرسنه در مطبخ خردآیند و زلههای گران مایه جز کنند1010نقل کریںزاغان طبع را تو ز مردار روزه دهتا طوطیان شوند و شکار شکر کنند1111نقل کریںدر ظل میرآب حیات شکرمزاجشاید که آتشان طبیعت شرر کنند1212نقل کریںاز رشک نورها است که عقل کمال رااز غیرت ملاحت او کور و کر کنند1313نقل کریںجز حق اگر به دیدن او غمزهای کندآن دیده را به مهر ابد بیخبر کنند1414نقل کریںفخر جهان و دیده تبریز شمس دینکاجزای خاک از گذرش زیب و فر کنند1515نقل کریںاندر فضای روح نیابند مثل اوگر صد هزار بارش زیر و زبر کنند1616نقل کریںخالی مباد از سر خورشید سایهاشتا روز را به دور حوادث سپر کنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظملطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 861اگلی نظمآتش پریر گفت نهانی به گوش دودکز من نمیشکیبد و با من خوش است عودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 863◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظملطفی نماند کان صنم خوش لقا نکردما را چه جرم اگر کرمش با شما نکردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 861
اگلی نظمآتش پریر گفت نهانی به گوش دودکز من نمیشکیبد و با من خوش است عودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 863