صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1900

غزل شمارهٔ 1900

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ایمستان

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
بیا ای مونس جان‌های مستان
ببین اندیشه و سودای مستان
22
بیا ای میر خوبان و برافروز
ز شمع روی خود سیمای مستان
33
نمی‌آیی سر از طاقی برون کن
ببین این غلغل و غوغای مستان
44
بیا ای خواب مستان را ببسته
گشا این بند را از پای مستان
55
همه شب می رود تا روز ای مه
به اهل آسمان هیهای مستان
66
همی‌گویند ما هم زو خرابیم
چنین است آسمان پس وای مستان
77
فرشته و آدمی دیوان و پریان
ز تو زیر و زبر چون رای مستان
88
کلاه جمله هشیاران ربودند
در این بازارگه چه جای مستان
99
میفکن وعده مستان به فردا
توی فردا و پس فردای مستان
1010
چو مستان گرد چشمت حلقه کردند
کی بنشیند دگر بالای مستان
1111
شنیدم چرخ گردون را که می گفت
منم یک لقمه از حلوای مستان
1212
شنیدم از دهان عشق می گفت
منم معشوقه زیبای مستان
1313
اگر گویند ماه روزه آمد
نیابی جام جان افزای مستان
1414
بگو کان می ز دریاهای جان است
که جان را می دهد سقای مستان
1515
همه مولای عقلند این غریب است
که عقل آمد که من مولای مستان
1616
چو فرمان موقع داشت رویش
کشید ابروی او طغرای مستان
1717
همه مستان نبشتند این غزل را
به خون دل ز خون پالای مستان
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل خون خواره را یک باره بستان

ز غم صدپاره شد یک پاره بستان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1899

اگلی نظم

ز زخم دف کفم بدرید ای جان

چه بستی کیسه را دستی بجنبان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1901

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00