رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 972غزل شمارهٔ 972شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: رمیرندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعاشقانی که باخبر میرندپیش معشوق چون شکر میرند22نقل کریںاز الست آب زندگی خوردندلاجرم شیوه دگر میرند33نقل کریںچونک در عاشقی حشر کردندنی چو این مردم حشر میرند44نقل کریںاز فرشته گذشتهاند به لطفدور از ایشان که چون بشر میرند55نقل کریںتو گمان میبری که شیران نیزچون سگان از برون در میرند66نقل کریںبدود شاه جان به استقبالچونک عشاق در سفر میرند77نقل کریںهمه روشن شوند چون خورشیدچونک در پای آن قمر میرند88نقل کریںعاشقانی که جان یک دگرندهمه در عشق همدگر میرند99نقل کریںهمه را آب عشق بر جگر استهمه آیند و در جگر میرند1010نقل کریںهمه هستند همچو در یتیمنه بر مادر و پدر میرند1111نقل کریںعاشقان جانب فلک پرندمنکران در تک سقر میرند1212نقل کریںعاشقان چشم غیب بگشایندباقیان جمله کور و کر میرند1313نقل کریںو آنک شبها نخفتهاند ز بیمجمله بیخوف و بیخطر میرند1414نقل کریںو آنک این جا علف پرست بدندگاو بودند و همچو خر میرند1515نقل کریںو آنک امروز آن نظر جستندشاد و خندان در آن نظر میرند1616نقل کریںشاهشان بر کنار لطف نهدنی چنین خوار و محتضر میرند1717نقل کریںو انک اخلاق مصطفی جویندچون ابوبکر و چون عمر میرند1818نقل کریںدور از ایشان فنا و مرگ ولیکاین به تقدیر گفتم ار میرند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو مست و کف زنانم کردمستم و بیخودم چه دانم کردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 971اگلی نظمصوفیان در دمی دو عید کنندعنکبوتان مگس قدید کنندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 973◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور