رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 503غزل شمارهٔ 503شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: استصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر شکرت جمع مگسها چراست؟نکتهٔ لاحول مگسران کجاست؟2نقل کریںهر نظری بر رخ او راست نیستجز نظری کو ز ازل بود راست3نقل کریںاسب خسان را به رخی پی بزنعشوه ده، ای شاه! که این روی ماست4نقل کریںعشوه و عیاری و جور و دغلتو نکنی ور کنی از تو رواست5نقل کریںاز تو اگر سنگ رسد گوهرستگر تو کنی جور به از صد وفاست6نقل کریںتیرهنظر چونک ببیند دو نقشجامه درَد، نعره زند، کاین صفاست7نقل کریںچونک هر اندیشه خیالی گُزیدمجلس عشاق خیالش جداست8نقل کریںکعبه چو از سنگپرستان پرستروی به ما آر که قبله خداست9نقل کریںآنک از این قبله گدایی کنددر نظرش سنجر و سلطان گداست10نقل کریںجز که به تبریز، برِ شمس دینروح نیآسود و نخفت و نخاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماندرآ عیش بیتو شادان نیستکیست کو بنده تو از جان نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 502اگلی نظمخیز که امروز جهان آن ماستجان و جهان ساقی و مهمان ماسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 504آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور