رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 997غزل شمارهٔ 997شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ومیرسدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپیرهن یوسف و بو میرسددر پی این هر دو خود او میرسد22نقل کریںبوی می لعل بشارت دهدکز پی من جام و کدو میرسد33نقل کریںنفس اناالحق تو منصور گشتنور حقش توی به تو میرسد44نقل کریںنیست زیان هیچ ز سنگ آب راسنگ بلاها به سبو میرسد55نقل کریںآب حیاتست ورای ضمیرجوی بکن کآب به جو میرسد66نقل کریںآب بزن بر حسد آتشینباد در این خاک از او میرسد77نقل کریںعشق و خرد خانه درون جنگیندعربده هر لحظه به کو میرسد88نقل کریںهر چه دهد عاشق از رخت و بختعاقبت آن جمله بدو میرسد99نقل کریںگرچه بسی برد ز شوهر عروساو و جهازش نه به شو میرسد1010نقل کریںمایدهای خواستی از آسمانخیز ز خود دست بشو میرسد1111نقل کریںمژده ده ای عشق که از شمس دیناز تبریز آیت نو میرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفت کسی خواجه سنایی بمردمرگ چنین خواجه نه کاریست خردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 996اگلی نظمآتش عشق تو قلاووز شددوش دلم سوی دل افروز شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 998◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور