رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 998غزل شمارهٔ 998شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: وزشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآتش عشق تو قلاووز شددوش دلم سوی دل افروز شد22نقل کریںچون به سخن داشت مرا دوش یارچون به دم گرم جگرسوز شد33نقل کریںمن چه زنم با دم و با مکر اوکو به دغل بر همه پیروز شد44نقل کریںاین دل من ساده و بیمکر بوددید دغلهاش بدآموز شد55نقل کریںهر چه به عالم خوشی شهوتستهمچو پنیر آفت هر یوز شد66نقل کریںآه که شب جمله در این وعده رفتبوسه دهم بوسه دهم روز شد77نقل کریںیار برهنه به قبا میل کردعقل دگربار کمردوز شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیرهن یوسف و بو میرسددر پی این هر دو خود او میرسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 997اگلی نظماز سوی دل لشکر جان آمدندلشکر پیدا و نهان آمدندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 999◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور