زمین
کسی را کاین چنین زلف و بناگوش آن چنان باشد
اگر در دیده و دل جای دارد جای آن باشد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 434
ترا از وجه دل بردن ورای حسن آن باشد
که دیگر خوبرویان را ندانم آن چنان باشد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 435
سَرِ جانان ندارد هر که او را خوفِ جان باشد
به جان گر صحبت جانان برآید رایگان باشد
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 196
نه هر بیرون که بپسندی درونش همچنان باشد
بسا حلوای صابونی که زهرش در میان باشد
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 31
خوشا دردی که از چشم بداندیشان نهان باشد
خوشا چاکی که چون خرما به جیب استخوان باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3093
چو برقی میجهد چیزی عجب آن دلستان باشد
از آن گوشه چه میتابد عجب آن لعل کان باشد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 577