رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2455غزل شمارهٔ 2455شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: اننبریصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبرگذری درنگری جز دل خوبان نبریسر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری2نقل کریںتا نشوی خاک درش در نگشاید به رضاتا نکشی خار غمش گل ز گلستان نبری3نقل کریںتا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسدتا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری4نقل کریںسر ننهد چرخ تو را تا که تو بیسر نشویکس نخرد نقد تو را تا سوی میزان نبری5نقل کریںتا نشوی مست خدا غم نشود از تو جداتا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری6نقل کریںتا تو ایازی نکنی کی همه محمود شویتا تو ز دیوی نرهی ملک سلیمان نبری7نقل کریںنعمت تن خام کند محنت تن رام کندمحنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری8نقل کریںخیره میا خیره مرو جانب بازار جهانز آنک در این بیع و شری این ندهی آن نبری9نقل کریںخاک که خاکی نهلد سوسن و نسرین نشودتا نکنی دلق کهن خلعت سلطان نبری10نقل کریںآه گدارو شدهای خاطر تو خوش نشودتا نکنی کافریی مال مسلمان نبری11نقل کریںهیچ نبردهست کسی مهره ز انبان جهانرنجه مشو ز آنک تو هم مهره ز انبان نبری12نقل کریںمهره ز انبان نبرم گوهر ایمان ببرمگو تو به جان بخل کنی جان بر جانان نبری13نقل کریںای کشش عشق خدا میننشیند کرمتدست نداری ز کهان تا دل از ایشان نبری14نقل کریںهین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشانز آنک دلی که تو بری راه پریشان نبری15نقل کریںراست کنی وعده خود دست نداری ز کششتا همه را رقص کنان جانب میدان نبری16نقل کریںهیچ مگو ای لب من تا دل من باز شودز آنک تو تا سنگ دلی لعل بدخشان نبری17نقل کریںگرچه که صد شرط کنی بیهمه شرطی بدهیز آنک تو بس بیطمعی زر به حرمدان نبری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2454اگلی نظمهم نظری هم خبری هم قمران را قمریهم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2456آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیافسر آریاسعید نامجوآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدیعاشق او شو که دهد ملکت عیش ابدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2454
اگلی نظمهم نظری هم خبری هم قمران را قمریهم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2456