شاعر: رومی
زمین
می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1996
بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
ای چمنستان جمال، آینه دارد سحری
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2686
مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
آبلهای کو که نهم در قدم خویش سری
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2690
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2458
طوطی و طوطی بچهای قند به صد ناز خوری
از شکرستان ازل آمدهای بازپری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2462