رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1541غزل شمارهٔ 1541شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: امہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا خواندی ز در تو خستی از بامزهی بازی زهی بازی زهی دام2نقل کریںاز آن بازی که من می دانم و توچه بازیها تو پختستی و من خام3نقل کریںتوی کز مکر و از افسوس و وعدهچو خواهی سنگ و آهن را کنی رام4نقل کریںمها با این همه خوشی تو چونیز زحمتهای ما وز جور ایام5نقل کریںچه می پرسم تو خود چون خوش نباشیکه در مجلس تو داری جام بر جام6نقل کریںمرا در راه دی دشنام دادیچنین مستم ز شیرینی دشنام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیا با هم سخن از جان بگوییمز گوش و چشمها پنهان بگوییمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1540اگلی نظمچنان مستم چنان مستم من این دمکه حوا را بنشناسم ز آدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1542زمینہم وزن و قافیہ نظمیںز لعلش کام جستم داد دشنامبحمدالله که باری یافتم کامجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 586اگر تو نیستی در عاشقی خامبیا مگریز از یاران بدنامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1495آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور