رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2486غزل شمارهٔ 2486شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انهایصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای زده مطرب غمت در دل ما ترانهایدر سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانهای2نقل کریںچونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمدز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانهای3نقل کریںزهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گلقامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانهای4نقل کریںآهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزهایچون برهد ز باز جان قالب چون سمانهای5نقل کریںای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جانشاه و یگانه او بود کز تو خورد یگانهای6نقل کریںباغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بینوین همگی درختها رسته شده ز دانهای7نقل کریںاز دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شدتا که نماند مرگ را بر فقرا دهانهای8نقل کریںلطف و عطا و رحمتت طبل وصال میزندگر نکند وصال تو بار دگر بهانهای9نقل کریںروزه مریم مرا خوان مسیحیت نواتر کنم از فرات تو امشب خشک نانهای10نقل کریںگشته کمان سرمدی سرده تیرهای ماگشته خدنگ احمدی فخر بنی کنانهای11نقل کریںپیش کشیی آن کمان هر کس میکند زهیبهر قدوم تیر تو رقعه دل نشانهای12نقل کریںجذبه حق یک رسن تافت ز آه تو و منیوسف جان ز چاه تن رفت به آشیانهای13نقل کریںخامش کن اگر سرت خارش نطق میدهدهست برای جعد تو صبر گزیده شانهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیاور من توی بکن بهر خدای یاریینیست تو را ضعیفتر از دل من شکارییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2485اگلی نظمهست به خطه عدم شور و غبار و غارتیآتش عشق درزده تا نبود عمارتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2487آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیاور من توی بکن بهر خدای یاریینیست تو را ضعیفتر از دل من شکارییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2485
اگلی نظمهست به خطه عدم شور و غبار و غارتیآتش عشق درزده تا نبود عمارتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2487