رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1989غزل شمارهٔ 1989شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رخندیدنہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجنتی کرد جهان را ز شکر خندیدنآنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن22نقل کریںگرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادمعشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن33نقل کریںبی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدیتا نمایم همه را بیز جگر خندیدن44نقل کریںبه صدف مانم خندم چو مرا درشکنندکار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن55نقل کریںیک شب آمد به وثاق من و آموخت مراجان هر صبح و سحر همچو سحر خندیدن66نقل کریںگر ترش روی چو ابرم ز درون خندانمعادت برق بود وقت مطر خندیدن77نقل کریںچون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگرتا در آتش تو ببینی ز حجر خندیدن88نقل کریںزر در آتش چو بخندید تو را می گویدگر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن99نقل کریںگر تو میر اجلی از اجل آموز کنونبر شه عاریت و تاج و کمر خندیدن1010نقل کریںور تو عیسی صفتی خواجه درآموز از اوبر غم شهوت و بر ماده و نر خندیدن1111نقل کریںور دمی مدرسه احمد امی دیدیرو حلالستت بر فضل و هنر خندیدن1212نقل کریںای منجم اگرت شق قمر باور شدبایدت بر خود و بر شمس و قمر خندیدن1313نقل کریںهمچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نباتوقت اشکوفه به بالای شجر خندیدن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانکه شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1988اگلی نظمجان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطنشد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1990◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکار دریاست ز هر موج خطر خندیدنرو نکردن ترش از تلخ، شکر خندیدنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6277چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟در شبستان فنا همچو شرر خندیدنصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6278◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبانکه شد ادریسش قیماز و سلیمان به لبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1988
اگلی نظمجان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطنشد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1990