رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 343غزل شمارهٔ 343شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: اییمصلحتنیستصنف: غزلصداکاران: پری ساتکنی عندلیب، آرش خیرآبادیآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز همراهان جدایی مصلحت نیستسفر بیروشنایی مصلحت نیست22نقل کریںچو ملک و پادشاهی دیده باشیپس شاهی گدایی مصلحت نیست33نقل کریںشما را بیشما میخواند آن یارشما را این شمایی مصلحت نیست44نقل کریںچو خوان آسمان آمد به دنیااز این پس بینوایی مصلحت نیست55نقل کریںدر این مطبخ که قربانست جانهاچو دونان نان ربایی مصلحت نیست66نقل کریںبگو آن حرص و آز راه زن راکه مکر و بدنمایی مصلحت نیست77نقل کریںچو پا داری برو دستی بجنبانتو را بیدست و پایی مصلحت نیست88نقل کریںچو پای تو نماند پر دهندتکه بیپر در هوایی مصلحت نیست99نقل کریںچو پر یابی به سوی دام حق پرکه از دامش رهایی مصلحت نیست1010نقل کریںهمای قاف قربی ای برادرهما را جز همایی مصلحت نیست1111نقل کریںجهان جوی و صفا بحر و تو ماهیدر این جو آشنایی مصلحت نیست1212نقل کریںخمش باش و فنای بحر حق شوبه هنبازی خدایی مصلحت نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا چون تا قیامت یار اینستخراب و مست باشم کار اینسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 342اگلی نظمبه جان تو که سوگند عظیمستکه جانم بیتو دربند عظیمسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 344◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور