رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 187غزل شمارهٔ 187شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: راصنف: غزلصداکاران: پری ساتکنی عندلیب، حسین رستگارآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز سینه پاک کردم افکار فلسفی رادر دیده جای کردم اشکال یوسفی را2نقل کریںنادر جمال باید کاندر زبان نیایدتا سجده راست آید مر آدم صفی را3نقل کریںطوری چگونه طوری نوری چگونه نوریهر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را4نقل کریںخورشید چون برآید هر ذره رو نمایدنوری دگر بباید ذرات مختفی را5نقل کریںاصل وجودها او دریای جودها اوچون صید میکند او اشیاء منتفی را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای میرآب بگشا آن چشمه روان راتا چشمها گشاید ز اشکوفه بوستان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 186اگلی نظماینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنهابس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 188آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبحسین رستگارآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای میرآب بگشا آن چشمه روان راتا چشمها گشاید ز اشکوفه بوستان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 186
اگلی نظماینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنهابس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 188