رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1637غزل شمارهٔ 1637شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یدمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمنم آن دزد که شب نقب زدم ببریدمسر صندوق گشادم گهری دزدیدم22نقل کریںز زلیخای حرم چادر سر بربودمچو بدیدم رخ یوسف کف خود ببریدم33نقل کریںسر سودای کسی قصد سر من داردکی برد سر ز کف آنک از آن سر دیدم44نقل کریںچو بگفتم نبرم سر سر من گفت آمینچون غمش کند ز بیخم پس از آن روییدم55نقل کریںاین چه ماه است که اندر دل و جانها گرددکه من از گردش او بس چو فلک گردیدم66نقل کریںجان اخوان صفا اوست که اندر هوسشهمه دردی جهان در سر خود مالیدم77نقل کریںاندر این چاه جهان یوسف حسنی است نهانمن بر این چرخ از او همچو رسن پیچیدم88نقل کریںهله ای عشق بیا یار منی در دو جهاناز همه خلق بریدم به تو برچفسیدم99نقل کریںزان چنین در فرحم کز قدحت سرمستمزان گزیدهست مرا حق که تو را بگزیدم1010نقل کریںبنهان از همه خلقان چه خوش آیین باغی استکه چو گل در چمنش جامه جان بدریدم1111نقل کریںاندر آن باغ یکی دلبر بالاشجری استکه چو برگ از شجر اندر قدمش ریزیدم1212نقل کریںبس کنم آنچ بگفت او که بگو من گفتمو آنچ فرمود بپوشان و مگو پوشیدم1313نقل کریںشمس تبریز که آفاق از او شد پرنورمن به هر سوی چو سایه ز پیش گردیدم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1636اگلی نظممادرم بخت بده است و پدرم جود و کرمفرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1638◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدیده از خلق ببستم چو جمالش دیدممست بخشایش او گشتم و جان بخشیدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1628◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز بت باخبر من خبری می رسدموز لب چون شکر او شکری می رسدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1636
اگلی نظممادرم بخت بده است و پدرم جود و کرمفرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1638