رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2281غزل شمارهٔ 2281شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: نشدهصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شدهوز گفت و فکرت بس صور در غیب آبستن شده2نقل کریںهر صورتی پروردهای معنی است لیک افسردهایصورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده3نقل کریںیخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخچون دید کآخر آب شد در اصل یخ بیظن شده4نقل کریںاندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت استز اندیشهای احسن تند هر صورتی احسن شده5نقل کریںزان سوی کاندازی نظر آن جنس میآید صورپس از نظر آید صور اشکال مرد و زن شده6نقل کریںبا آن نشین کو روشن است کز دل سوی دل روزن استخاک از چه ورد و سوسن است کش آب هم مسکن شده7نقل کریںور همنشین حق شوی جان خوش مطلق شوییا رب چه بارونق شوی ای جان جان من شده8نقل کریںاز جا به بیجا آمده اه رفته هیهای آمدهبیدست و بیپای آمده چون ماه خوش خرمن شده9نقل کریںیا رب که چون میبینمش ای بنده جان و دینمشخود چیست این تمکینمش ای عقل از این امکن شده10نقل کریںهر ذرهای را محرم او هر خوش دمی را همدم اونادیده زو زاهد شده زو دیده تردامن شده11نقل کریںای عشق حق سودای او آن او است او جویای اووی میدمد در وای او ای طالب معدن شده12نقل کریںهم طالب و مطلوب او هم عاشق و معشوق اوهم یوسف و یعقوب او هم طوق و هم گردن شده13نقل کریںاوصافت ای کس کم چو تو پایان ندارد همچو توچند آب و روغن میکنم ای آب من روغن شده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای عاشقان ای عاشقان دیوانهام کو سلسلهای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2280اگلی نظمای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2282آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای عاشقان ای عاشقان دیوانهام کو سلسلهای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2280
اگلی نظمای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2282