رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2883غزل شمارهٔ 2883شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ابکنیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنیدرکشی روی و مرا روی به محراب کنی2نقل کریںآب را در دهنم تلختر از زهر کنیزهرهام را ببری در غم خود آب کنی3نقل کریںسوی حج رانی و در بادیهام قطع کنیاشتر و رخت مرا قسمت اعراب کنی4نقل کریںگه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنیگه به بارانش همی سخره سیلاب کنی5نقل کریںچون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزیچون سوی دام روم دست به مضراب کنی6نقل کریںباادب باشم گویی که برو مست نهایبی ادب گردم تو قصهٔ آداب کنی7نقل کریںگر بباری تو چو باران کرم بر باممهر دو چشمم ز نم و قطره چو میزاب کنی8نقل کریںگهِ عزلت تو بگویی که چو رهبان گشتیگهِ صحبت تو مرا دشمن اصحاب کنی9نقل کریںگر قصبوار نپیچم دل خود در غم توچون قصبپیچ مرا هالک مهتاب کنی10نقل کریںدر توکل تو بگویی که سبب سنت ماستدر تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی11نقل کریںباز جان صید کنی چنگل او درشکنیتن شود کلب معلم تش بیناب کنی12نقل کریںزرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیردلقب زرگر ما را همه قَلّاب کنی13نقل کریںمن که باشم که به درگاه تو صبح صادقهست لرزان که مباداش که کذاب کنی14نقل کریںهمه را نفی کنی بازدهی صد چنداندی دهی و به بهارش همه ایجاب کنی15نقل کریںبزنی گردن انجم تو به تیغ خورشیدبازشان هم تو فروز رخ عناب کنی16نقل کریںچو خمش کرد بگویی که بگو و چو بگفتگوییاش پس تو چرا فتح چنین باب کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنیبر سر و سبلت این خنده زنان خنده زنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2882اگلی نظمبه شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنیچه زند پیش عقیق تو عقیق یمنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2884آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنیبر سر و سبلت این خنده زنان خنده زنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2882
اگلی نظمبه شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنیچه زند پیش عقیق تو عقیق یمنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2884