رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 595غزل شمارهٔ 595شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: بیباشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن را که درون دل عشق و طلبی باشدچون دل نگشاید در آن را سببی باشد2نقل کریںرو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانیوقت سحری آید یا نیم شبی باشد3نقل کریںجانی که جدا گردد جویای خدا گردداو نادرهای باشد او بوالعجبی باشد4نقل کریںآن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیندصاحب نظری باشد شیرین لقبی باشد5نقل کریںآن کس که چنین باشد با روح قرین باشددر ساعت جان دادن او را طربی باشد6نقل کریںپایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آیدجانش چو به لب آید با قندلبی باشد7نقل کریںچون تاج ملوکانش در چشم نمیآیداو بیپدر و مادر عالی نسبی باشد8نقل کریںخاموش کن و هر جا اسرار مکن پیدادر جمع سبک روحان هم بولهبی باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز جمال تو سیمای دگر داردامروز لب نوشت حلوای دگر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 594اگلی نظمآن مه که ز پیدایی در چشم نمیآیدجان از مزه عشقش بیگشن همیزایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 596آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامروز جمال تو سیمای دگر داردامروز لب نوشت حلوای دگر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 594
اگلی نظمآن مه که ز پیدایی در چشم نمیآیدجان از مزه عشقش بیگشن همیزایدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 596