رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 189غزل شمارهٔ 189شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ربهرقصاصنف: غزلصداکاران: محسن لیلهکوهی و دیگرآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیومحسن لیلهکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآمد بهارِ جانها ای شاخِ تَر به رقص آچون یوسف اندر آمد، مصر و شکر به رقص آ2نقل کریںای شاهِ عشقپرور، مانندِ شیرِ مادرای شیر، جوش! در رو، جانِ پدر، به رقص آ3نقل کریںچوگانِ زلف دیدی، چون گوی دررسیدیاز پا و سر بُریدی، بیپا و سر به رقص آ4نقل کریںتیغی به دست، خونی، آمد مرا که چونی؟گفتم بیا که خیر است، گفتا نه شر، به رقص آ5نقل کریںاز عشق، تاجداران در چرخِ او چو بارانآنجا قبا چه باشد؟ ای خوشکمر! به رقص آ6نقل کریںای مستِ هستگشته، بر تو فنا نبشتهرقعهی فنا رسیده، بهرِ سفر به رقص آ7نقل کریںدر دست، جامِ باده، آمد بُتم پیادهگر نیستی تو ماده، ز آن شاهِ نر به رقص آ8نقل کریںپایانِ جنگ آمد، آوازِ چنگ آمدیوسف زِ چاه آمد، ای بیهنر! به رقص آ9نقل کریںتا چند وعده باشد؟ وین سَر به سجده باشد؟هجرم ببُرده باشد، دنگ و اثر به رقص آ10نقل کریںکی باشد آن زمانی؟، گوید مرا فلانی!کای بیخبر! فنا شو! ای باخبر! به رقص آ11نقل کریںطاووسِ ما درآید وان رنگها برآیدبا مرغِ جان سراید بیبال و پر به رقص آ12نقل کریںکور و کرانِ عالَم، دید از مسیح، مرهمگفته مسیحِ مریم کای کور و کر! به رقص آ13نقل کریںمخدوم، شمسِ دین است، تبریز رشکِ چین استاندر بهار حُسنش، شاخ و شجر به رقص آ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنهابس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 188اگلی نظمبا آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا رابیتو نمیگوارد، این جام باده ما رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 190آڈیوصداکار منتخب کریںمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمینازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنهابس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 188
اگلی نظمبا آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا رابیتو نمیگوارد، این جام باده ما رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 190