رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2488غزل شمارهٔ 2488شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: دیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که غریب آتشی در دل و جان ما زدیآتش دل مقیم شد تو به سفر چرا شدی2نقل کریںآتش تو مقیم شد با دل من ندیم شدآتش خویش را بگو کآب حیات آمدی3نقل کریںچاشنی خیال تو میبدرد دل مراای غم او چو شکری ای دل من چو کاغذی4نقل کریںشمع بدان صبور شد تا همگیش نور شدنور به است از همه خاصه که نور سرمدی5نقل کریںنور دمی که عاق شد طالب روح طاق شدماه مرا محاق شد بیمه فضل ایزدی6نقل کریںبازرسید آیتی از طرف عنایتیوحدت بینهایتی گشت امام و مقتدی7نقل کریںبست پلنگ قهر را بازگشاد مهر راقبه ببست شهر را شهر برست از بدی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهست به خطه عدم شور و غبار و غارتیآتش عشق درزده تا نبود عمارتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2487اگلی نظمگر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتریتا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2489زمینہم وزن و قافیہ نظمیںنور خدا نمایدت آینهٔ مجردیاز در ما در آ اگر طالب عشق سرمدیحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 27این طریق دارهم یا سندی و سیدیاهد الی وصالهم، ذبت منالتباعدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3179آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهست به خطه عدم شور و غبار و غارتیآتش عشق درزده تا نبود عمارتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2487
اگلی نظمگر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتریتا نفروشی ای صنم کز مه و مهر خوشتریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2489