صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2336

غزل شمارهٔ 2336

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابرسیده

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
پیغمبر عشق است ز محراب رسیده

This midnight who has come like moonshine? It is the messenger of love, coming from the prayer-niche.

22
آورده یکی مشعله آتش زده در خواب
از حضرت شاهنشه بی‌خواب رسیده

Bringing a torch, he has set fire to sleep; he has come from the presence of the unsleepy king.

33
این کیست چنین غلغله در شهر فکنده
بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده

Who is this who has started all this tumult in the city, who came upon the harvest of the darvish like a flood?

44
این کیست بگویید که در کون جز او نیست
شاهی به در خانه بواب رسیده

Who is this? Say, for in all the world there is none but he, a king came to the door of the house of a doorkeeper.

55
این کیست چنین خوان کرم باز گشاده
خندان جهت دعوت اصحاب رسیده

Who is this who has spread such a table of bounty, who has come laughing, to lead the companions to the table?

66
جامی است به دستش که سرانجام فقیر است
زان آب عنب رنگ به عناب رسیده

A cup is in his hand which makes an end of the dervish; from that grape’s juice the color stains his lips.

77
دل‌ها همه لرزان شده جان‌ها همه بی‌صبر
یک شمه از آن لرزه به سیماب رسیده

Hearts are trembling, all souls impatient—one fraction of that trembling has fallen upon quicksilver.

88
آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او
زان نرمی و زان لطف به سنجاب رسیده

That gentleness and grace with which he treats his servant is the same gentleness and grace which make the ermine.

99
زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است
یک نغمه تر نیز به دولاب رسیده

Of that lament and those tears which are the dry and wet of love, one gentle melody has reached the waterwheel.

1010
یک دسته کلید است به زیر بغل عشق
از بهر گشاییدن ابواب رسیده

A bunch of keys is under love’s armpit, come to open all the gates.

1111
ای مرغ دل ار بال تو بشکست ز صیاد
از دام رهد مرغ به مضراب رسیده

Bird of the heart, if the hunter has broken your wings, yet the bird escapes from the snare when it is beaten and broken [dead].

1212
خاموش ادب نیست مثل‌های مجسم
یا نیست به گوش تو خود آداب رسیده

Silence! Embodied similitudes are not mannerly, or manners have never entered your ear.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رندان همه جمعند در این دیر مغانه

درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2335

اگلی نظم

هلا ساقی بیا ساغر مرا ده

زرم بستان می چون زر مرا ده

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2337

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00