رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1759غزل شمارهٔ 1759شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انکهمنمصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاه چه بیرنگ و بینشان که منمکی ببینم مرا چنان که منم2نقل کریںگفتی اسرار در میان آورکو میان اندر این میان که منم3نقل کریںکی شود این روان من ساکناین چنین ساکن روان که منم4نقل کریںبحر من غرقه گشت هم در خویشبوالعجب بحر بیکران که منم5نقل کریںاین جهان و آن جهان مرا مطلبکاین دو گم شد در آن جهان که منم6نقل کریںفارغ از سودم و زیان چو عدمطرفه بیسود و بیزیان که منم7نقل کریںگفتم ای جان تو عین مایی گفتعین چه بود در این عیان که منم8نقل کریںگفتم آنی بگفت های خموشدر زبان نامدهست آن که منم9نقل کریںگفتم اندر زبان چو درنامداینت گویای بیزبان که منم10نقل کریںمیشدم در فنا چو مه بیپااینت بیپای پادوان که منم11نقل کریںبانگ آمد چه میدوی بنگردر چنین ظاهر نهان که منم12نقل کریںشمس تبریز را چو دیدم مننادره بحر و گنج و کان که منم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر وصالت چه را بیاموزمدر فراقت چه را بیاموزمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1758اگلی نظمبه خدایی که در ازل بودهستحی و دانا و قادر و قیومرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1760آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور