رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2841غزل شمارهٔ 2841شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: نبیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبیکه پیالههاست مردم تو شراب بخش خنبی22نقل کریںهله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدانسر اسب را مگردان که تو سر نهای تو سنبی33نقل کریںکه در آن زمان سری تو که تو خویش دنب دانیچو تو را سری هوس شد تو یقین بدانک دنبی44نقل کریںز جهان گریز و وابر تو ز طاق و از طرنبشچو ز خویش طاق گشتی ز چه بسته طرنبی55نقل کریںتو بدان خدای بنگر که صد اعتقاد بخشدز چه سنی است مروی ز چه رافضی است قنبی66نقل کریںبفرست سوی بینش همه نطق را و تن راکه تو را یکی نظر به که همیشه می غرنبی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممنگر به هر گدایی که تو خاص از آن ماییمفروش خویش ارزان که تو بس گران بهاییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2840اگلی نظمبت من ز در درآمد به مبارکی و شادیبه مراد دل رسیدم به جهان بیمرادیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2842◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممنگر به هر گدایی که تو خاص از آن ماییمفروش خویش ارزان که تو بس گران بهاییرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2840
اگلی نظمبت من ز در درآمد به مبارکی و شادیبه مراد دل رسیدم به جهان بیمرادیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2842