رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2569غزل شمارهٔ 2569شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: امکنیحالیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن زلف مسلسل را گر دام کنی حالیدر عشق جهانی را بدنام کنی حالی2نقل کریںمی جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آیدگر از شکر قندت در جام کنی حالی3نقل کریںاز چشم چو بادامت در مجلس یک رنگیهر نقل که پیش آید بادام کنی حالی4نقل کریںحاشا ز عطای تو کان نسیه بود ای جانگر تشنه بود صادق انعام کنی حالی5نقل کریںای ماه فلک پیما از منزل ما تا توصدساله ره ار باشد یک گام کنی حالی6نقل کریںاز لطف تو از عقرب صد شیر بجوشیدهو آن کره گردون را هم رام کنی حالی7نقل کریںبر بام فلک صد در بگشاید و بنمایدگر حارس بامت را بر بام کنی حالی8نقل کریںهر خام شود پخته هم خوانده شود تختهگر صبح رخت جلوه در شام کنی حالی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکیچستی کن و ترکی کن نی نرمی و تاجیکیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2568اگلی نظمپنهان به میان ما میگردد سلطانیو اندر حشر موران افتاده سلیمانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2570آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکیچستی کن و ترکی کن نی نرمی و تاجیکیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2568
اگلی نظمپنهان به میان ما میگردد سلطانیو اندر حشر موران افتاده سلیمانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2570