رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 40غزل شمارهٔ 40شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: لهراصنف: غزلصداکاران: نازنین بازیان و دیگرآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیونازنین بازیانخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںطوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله رالابهگری میکنمت راه تو زن قافله را2نقل کریںمست و خوش و شاد توام حاملهٔ داد توامحاملهگر بار نهد جرم منه حامله را3نقل کریںهیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفرهیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را4نقل کریںمیکشد آن شه رقمی دل به کفَش چون قلمیتازه کن اسلام دمی خواجه رها کن گله را5نقل کریںآنچ کند شاه جفا آبله دان بر کف شهآنک بیابد کف شه بوسه دهد آبله را6نقل کریںهمچو کتابیست جهان جامع احکام نهانجان تو سردفتر آن فهم کن این مسئله را7نقل کریںشاد همی باش و ترش آب بگردان و خمشباز کن از گردن خر مشغلهٔ زنگله را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآه که آن صدر سرا میندهد بار مرامینکند محرم جان محرم اسرار مرارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 39اگلی نظمشمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماراست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 41آڈیوصداکار منتخب کریںنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیبآرش خیرآبادیسیده سحر حسینیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآه که آن صدر سرا میندهد بار مرامینکند محرم جان محرم اسرار مرارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 39
اگلی نظمشمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماراست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 41