رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 41غزل شمارهٔ 41شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: اہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ماراست بگو شمع رخت دوش کجا بود؟ کجا؟22نقل کریںسوی دل ما بِنِگر کز هوس دیدن تودولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا33نقل کریںدوش به هر جا که بُدی دانم کامروز ز غمگشته بُوَد همچو دلم مسجد لا حول و لا44نقل کریںدوش همیگشتم من تا به سحر نالهکنانبَدْرُکَ بِالصُّبحِ بَدا، هَیَّجَ نَومِي وَ نَفیٰ55نقل کریںسایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تونور کی دیدست که او باشد از سایه جدا66نقل کریںگاه بُوَد پهلوی او گاه شود محو در اوپهلوی او هست خدا محو در او هست لَقا77نقل کریںسایه زده دستِ طلب، سخت در آن نور عجبتا چو بکاهد بکشد نور خدایش به خدا88نقل کریںشرح جدایی و درآمیختگی سایه و نورلا یَتَناهیٰ و لَئِنْ جِئْتَ بِضَعْفٍ مَدَدا99نقل کریںنور مُسَبِّب بود و هر چه سبب سایه اوبیسببی قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلٍّ سَبَبا1010نقل کریںآینهٔ همدگر افتاد مُسَبِّب و سببهر کی نه چون آینه گشتست ندید آینه را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله رالابهگری میکنمت راه تو زن قافله رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 40اگلی نظمکار تو داری صنما قدر تو باری صنماما همه پابسته تو شیر شکاری صنمارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 42◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهَیَّج نومی و نفی ریح علی الغور هفااذکرنی و امضه طیب زمان سلفارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 266رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلازنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 38◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآرش خیرآبادیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمطوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله رالابهگری میکنمت راه تو زن قافله رارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 40
اگلی نظمکار تو داری صنما قدر تو باری صنماما همه پابسته تو شیر شکاری صنمارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 42
رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلازنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدارومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 38