رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 433غزل شمارهٔ 433شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: رهازکجاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاندر این جمع شررها ز کجاستدود سودای هنرها ز کجاست2نقل کریںمن سر رشته خود گم کردمکاین مخالف شده سرها ز کجاست3نقل کریںگر نه دلهای شما مختلفنددر من از جنگ اثرها ز کجاست4نقل کریںگر چو زنجیر به هم پیوستیماین فروبستن درها ز کجاست5نقل کریںگر نه صد مرغ مخالف این جاستجنگ و برکندن پرها ز کجاست6نقل کریںساقیا باده به پیش آر که میخود بگوید که دگرها ز کجاست7نقل کریںتو اگر جرعه نریزی بر خاکخاک را از تو خبرها ز کجاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین چنین پابند جان میدان کیستما شدیم از دست این دستان کیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 432اگلی نظمهم به بر این بت زیبا خوشکستمن نشستم که همین جا خوشکسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 434آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین چنین پابند جان میدان کیستما شدیم از دست این دستان کیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 432