رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 434غزل شمارهٔ 434شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیہ: اخوشکستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهم به بر این بت زیبا خوشکستمن نشستم که همین جا خوشکست2نقل کریںمطرب و یار من و شمع و شراباین چنین عیش مهیا خوشکست3نقل کریںمن و تو هیچ از این جا نرویمپهلوی شکر و حلوا خوشکست4نقل کریںخجل است از رخ یارم گل تربا چنین چهره و سیما خوشکست5نقل کریںهر صباحی ز جمالش مستیمخاصه امروز که با ما خوشکست6نقل کریںبجهم حلقهٔ زلفش گیرمکه در آن حلقه تماشا خوشکست7نقل کریںشمس تبریز که نور دلهاستدایما با گل رعنا خوشکست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماندر این جمع شررها ز کجاستدود سودای هنرها ز کجاسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 433اگلی نظمهر که بالاست مر او را چه غم است؟هر که آنجاست مر او را چه غم است؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 435آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهر که بالاست مر او را چه غم است؟هر که آنجاست مر او را چه غم است؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 435