رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2386غزل شمارهٔ 2386شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ینهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقرابهبازِ دانا هشدار آبگینهتا در میان نیفتد سودای کبر و کینه2نقل کریںچون شیشه بشکنی جان بسیار پای یارانمجروح و خسته گردد این خود بود کمینه3نقل کریںوآنگه که مرهم آری سر را به عذر خاریبر موزه محبت افتد هزار پینه4نقل کریںبفزا شراب و خوش شو بیرون ز پنج و شش شومگذار ناخوشی را گرد سرای سینه5نقل کریںنی زان شراب خاکی بل کز جهان پاکیاز دست حق رسیده بیواسطه قنینه6نقل کریںدر بزمگاه وحدت یابی هر آنچ خواهیدر رزمگاه محنت که آن نه و که این نه7نقل کریںجانی که غم فزودی از شمس حق تبریزنو نو طرب فزاید بیکهنههای دینه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروز ما را دیگران را شب شدهز آفتابی اختران را شب شدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2385اگلی نظمپیغام زاهدان را کآمد بلای توبهبا آن جمال و خوبی آخر چه جای توبهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2387آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمپیغام زاهدان را کآمد بلای توبهبا آن جمال و خوبی آخر چه جای توبهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2387