صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2155

غزل شمارهٔ 2155

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: و

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، فتانه صانعی
Toggle stanza 1
11
کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو

Say, how shall a part of the world depart from the world? How shall moisture escape from water, one leap from two?

22
هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسر
ای دل من ز عشق خون‌، خون مرا به خون مشو

No fire dies from another fire, my son; O my heart bleeding of love, wash not my blood in blood.

33
چند گریختم نشد سایه من ز من جدا
سایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو

However much I fled, my shadow did not leave me; shadow must be in charge of me, even though I become as the thread of a hair.

44
نیست جز آفتاب را قوّت دفع سایه‌ها
بیش کند کمش کند این تو ز آفتاب جو

Only the sun has the power to drive away shadows, the sun increases and diminishes them; seek this from the sun.

55
ور دو هزار سال تو در پی سایه می‌دوی
آخر کار بنگری تو سپسی و پیش او

Though for two thousand years you are running in the back of the shadow, in the end you will see that you are behind and the shadow before.

66
جرم تو گشت خدمتت رنج تو گشت نعمتت
شمع تو گشت ظلمتت بند تو گشت جست و جو

Your sin has become your service, your pain your blessing, your candle your darkness, your bonds seeking and questing.

77
شرح بدادمی ولی پشت دل تو بشکند
شیشه دل چو بشکنی سود نداردت رفو

I would explain this, only it would break the back of your heart; when you break the glass of the heart, repairs are of no avail.

88
سایه و نور بایدت هر دو به هم ز من شنو
سر بنه و دراز شو پیش درخت اتقوا

You must have both shadow and light together; listen to me, lay your head down and prostrate yourself before the tree of the fear of God.

99
چون ز درخت لطف او بال و پری برویدت
تن زن چون کبوتران بازمکن بقوبقو

When from the tree of His grace wings and feathers sprout for you, be silent as a dove, do not open your mouth for cooing.

1010
چغز در آب می‌رود مار نمی‌رسد بدو
بانگ زند خبر کند مار بداندش که کو

When a frog enters water, the snake cannot reach it; the frog croaks and gives information so that the snake knows where he is.

1111
گرچه که چغز حیله‌گر بانگ زند چو مار هم
آن دم سست چغزیش بازدهد ز بانگ بو

Even though the cunning frog should hiss like a snake, the feeble frog-sound of his betrays the true voice.

1212
چغز اگر خمش بدی مار شدی شکار او
چونک به کنج وا رود گنج شود جو و تسو

If the frog were silent, the snake would be his prey: when it retires into its corner, the barleycorn and grain become a treasure.

1313
گنج چو شد تسوی زر کم نشود به خاک در
گنج شود تسوی جان چون برسد به گنج هو

When the golden barleycorn has become a treasure, it does not diminish in the earth; the barleycorn of the soul becomes a treasure when it attains the treasure of H¯u.

1414
ختم کنم بر این سخن یا بفشارمش دگر
حکم تو راست من کیم ای ملک لطیف‌خو

Shall I finish these words, or shall I squeeze them again? Yours is the decree; what am I, O gracious king?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2154

اگلی نظم

سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو

وز می نو که داده‌ای جان نبرم به جان تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2156

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو

مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 796

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

علامہ اقبال»جاویدنامه»فلک مشتری»بخش 4 - نوای طاهره

هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو

مست و خراب می‌روی خانه به خانه کو به کو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2154

باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو

عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2159

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00