رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1091غزل شمارهٔ 1091شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارمگیرصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیرنه که فلاح توام سرور و سالار مگیر2نقل کریںنه که همسایه آن سایه احسان توامتو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر3نقل کریںشربت رحمت تو بر همگان گردانستتو مرا تشنه و مستسقی و بیمار مگیر4نقل کریںنه که هر سنگ ز خورشید نصیبی داردتو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر5نقل کریںنه که لطف تو گنه سوز گنه کارانستتو مرا تایب و مستغفر غفار مگیر6نقل کریںنه که هر مرغ به بال و پر تو میپردتو مرا صعوه شمر جعفر طیار مگیر7نقل کریںبه دو صد پر نتوان بیمددت پریدنتو مرا زیر چنین دام گرفتار مگیر8نقل کریںخفتگان را نه تماشای نهان میبخشیتو مرا خفته شمر حاضر و بیدار مگیر9نقل کریںنه که بوی جگر پخته ز من میآیدمدد اشک من و زردی رخسار مگیر10نقل کریںنه که مجنون ز تو زان سوی خرد باغی یافتاز جنون خوش شد و میگفت خرد زار مگیر11نقل کریںبا جنون تو خوشم تا که فنون را چه کنمچون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر12نقل کریںچشم مست تو خرابی دل و عقل همهستعارض چون قمر و رنگ چو گلنار مگیر13نقل کریںقامت عرعریت قامت ما دوتا کردنادری ذقن و زلف چو زنار مگیر14نقل کریںاین تصاویر همه خود صور عشق بودعشق بیصورت چون قلزم زخار مگیر15نقل کریںخرمن خاکم و آن ماه بگردم گردانتو مرا همتک این گنبد دوار مگیر16نقل کریںمن به کوی تو خوشم خانه من ویران گیرمن به بوی تو خوشم نافه تاتار مگیر17نقل کریںمیکدهست این سر من ساغر می گو بشکنچون زرست این رخ من زر به خروار مگیر18نقل کریںچون دلم بتکده شد آزر گو بت متراشچون سرم معصره شد خانه خمار مگیر19نقل کریںکفر و اسلام کنون آمد و عشق از ازلستکافری را که کشد عشق ز کفار مگیر20نقل کریںبانگ بلبل شنو ای گوش بهل نعره خردر گلستان نگر ای چشم و پی خار مگیر21نقل کریںبس کن و طبل مزن گفت برای غیرستمن خود اغیار خودم دامن اغیار مگیر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصنما این چه گمانست فرودست حقیرتا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1090اگلی نظماختران را شب وصلست و نثارست و نثارچون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چاررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1092آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصنما این چه گمانست فرودست حقیرتا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1090
اگلی نظماختران را شب وصلست و نثارست و نثارچون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چاررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1092