رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 559غزل شمارهٔ 559شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: بردرماچهمیکندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںزهره عشق هر سحر بر در ما چه میکنددشمن جان صد قمر بر در ما چه میکند22نقل کریںهر که بدید از او نظر باخبرست و بیخبراو ملکست یا بشر بر در ما چه میکند33نقل کریںزیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شدهسنگ از او گهر شده بر در ما چه میکند44نقل کریںای بت شنگ پردهای گر تو نه فتنه کردهایهر نفسی چنین حشر بر در ما چه میکند55نقل کریںگر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنیروز به روز و ره گذر بر در ما چه میکند66نقل کریںور نه که دوش مست او آمد و درشکست اوپس به نشانه این کمر بر در ما چه میکند77نقل کریںگر نه جمال حسن او گرد برآرد از عدماین همه گرد شور و شر بر در ما چه میکند88نقل کریںاز تبریز شمس دین سوی که رای میکندبحر چه موج زد گهر بر در ما چه میکند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار مرا چو اشتران باز مهار میکشداشتر مست خویش را در چه قطار میکشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 558اگلی نظمعاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودچونک جمال این بود رسم وفا چرا بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 560◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیار مرا چو اشتران باز مهار میکشداشتر مست خویش را در چه قطار میکشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 558
اگلی نظمعاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودچونک جمال این بود رسم وفا چرا بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 560