رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1007غزل شمارهٔ 1007شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ردہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگفت کسی خواجه سنایی بمردمرگ چنین خواجه نه کاریست خرد22نقل کریںقالب خاکی به زمین بازدادروح طبیعی به فلک واسپرد33نقل کریںماه وجودش ز غباری برستآب حیاتش به درآمد ز درد44نقل کریںپرتو خورشید جدا شد ز تنهر چه ز خورشید جدا شد فسرد55نقل کریںصافی انگور به میخانه رفتچونک اجل خوشه تن را فشرد66نقل کریںشد همگی جان مثل آفتابجان شده را مرده نباید شمرد77نقل کریںمغز تو نغزست مگر پوست مردمغز نمیرد مگرش دوست برد88نقل کریںپوست بهل دست در آن مغز زنیا بشنو قصه آن ترک و کرد99نقل کریںکرد پی دزدی انبان ترکخرقه بپوشید و سر و مو سترد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق مرا بر همگان برگزیدآمد و مستانه رخم را گزیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1006اگلی نظمیا من نعماه غیر معدودو السعی لدیه غیر مردودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1008◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمُرد مرادی، نه همانا که مُردمرگ چنان خواجه نه کاریست خُردرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 32 - در رثای ابوالحسن مرادیگفت کسی خواجه سنایی بمردمرگ چنین خواجه نه کاریست خردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 996◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
مُرد مرادی، نه همانا که مُردمرگ چنان خواجه نه کاریست خُردرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 32 - در رثای ابوالحسن مرادی