رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 630غزل شمارهٔ 630شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رباشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشدچون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد2نقل کریںبر هر چه امیدستت کی گیرد او دستتبر شکل عصا آید وان مار دوسر باشد3نقل کریںوان غصه که میگویی آن چاره نکردم دیهر چاره که پنداری آن نیز غرر باشد4نقل کریںخودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودااندر پی صد چون آن صد دام دگر باشد5نقل کریںآن چاره همیکردم آن مات نمیآمدآن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد6نقل کریںاز مات تو قوتی کن یا قوت شو او را توتا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشق چو منی باید میسوزد و میسازدور نی مثل کودک تا کعب همیبازدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 629اگلی نظمنومید مشو جانا، کاومید پدید آمداومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 631آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعاشق چو منی باید میسوزد و میسازدور نی مثل کودک تا کعب همیبازدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 629
اگلی نظمنومید مشو جانا، کاومید پدید آمداومیدِ همه جانها، از غیب رسید آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 631