رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2529غزل شمارهٔ 2529شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: وریرواداریصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داریبه جانی کز وصالت زاد مهجوری روا داری2نقل کریںگرفتم دانه تلخم نشاید کشت و خوردن راتو با آن لطف شیرین کار این شوری روا داری3نقل کریںتو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانیمرا در دل چنین سوزی و محروری روا داری4نقل کریںاگر در جنت وصلت چو آدم گندمی خوردممرا بیحله وصلت بدین عوری روا داری5نقل کریںمرا در معرکه هجران میان خون و زخم جانمثال لشکر خوارزم با غوری روا داری6نقل کریںمرا گفتی تو مغفوری قبول قبله نوریچنین تعذیب بعد از عفو و مغفوری روا داری7نقل کریںمها چشمی که او روزی بدید آن چشم پرنورتبه زخم چشم بدخواهان در او کوری روا داری8نقل کریںجهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودیمعاذالله که آزار یکی موری روا داری9نقل کریںتو آن شمسی که نور تو محیط نورها گشتهستسوی تبریز واگردی و مستوری روا داری◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممروت نیست در سرها که اندازند دستاریکجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2528اگلی نظمدلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریکه امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2530آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممروت نیست در سرها که اندازند دستاریکجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2528
اگلی نظمدلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداریکه امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ریرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2530