رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2038غزل شمارهٔ 2038شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: رشزنصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زنای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن2نقل کریںچون آتش آر حمله کو هیزم است جملهاز آتش دل خود در خشک و در ترش زن3نقل کریںگر بحر با تو کوشد در کین تو بجوشدآتش کن آب او را در در و گوهرش زن4نقل کریںهر تیر کز تو پرد هفت آسمان بدردای قاب قوس تیری بر پشت اسپرش زن5نقل کریںهر کس که بیسر آید تو دست بر سرش نهو آن کس که باسر آید تو زخم خنجرش زن6نقل کریںجانی که برفروزد در عشق تو بسوزدخواهی که تازه گردد در حوض کوثرش زن7نقل کریںاز لعل می فروشت سرمست کن جهان رابستان ز زهره چنگش بر جام و ساغرش زن8نقل کریںای شمس حق تبریز هر کس که منکر آیداز جذب نور ایمان در جان کافرش زن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون جان تو میستانی چون شکر است مردنبا تو ز جان شیرین شیرینتر است مردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037اگلی نظمرو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کنتَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2039آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون جان تو میستانی چون شکر است مردنبا تو ز جان شیرین شیرینتر است مردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2037
اگلی نظمرو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کنتَرکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2039