رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 143رباعی شمارهٔ 143شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: دیدهاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیصداکار: بهناز شکوهیآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآنکس که ترا به چشم ظاهر دیده استبر سبلت و ریش خویشتن خندیده است2نقل کریںوانکس که ترا ز خود قیاسی گیردآن مسکین را چه خارها در دیده است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنکس که بروی خواب او رشک پریستآمد سحری و بر دل من نگریسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142اگلی نظمآنکس که درون سینه را دل پنداشتگامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 144زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟کور است مگر؟ وَ یا که کورم دیده است؟رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 315آڈیوصداکار منتخب کریںبهناز شکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنکس که بروی خواب او رشک پریستآمد سحری و بر دل من نگریسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 142
اگلی نظمآنکس که درون سینه را دل پنداشتگامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 144
در من غمِ شب، کور چرا پیچیده است؟کور است مگر؟ وَ یا که کورم دیده است؟رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 315