رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1815غزل شمارهٔ 1815شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: شانصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشانمن بکشم دامن تو دامن من هم تو کشان2نقل کریںجان من و جان تو را هر دو به هم دوخت قضاخوش خوش خوش خوشم پیش تو ای شاه خوشان3نقل کریںزانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرشز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را مچشان4نقل کریںآنک ترش روی بود دانک درم جوی بوداز خم سرکه است همه با شکرانش منشان5نقل کریںگفتم ای شاه علم من که میان عسلماز عسل من که چشد گفت لب خوش منشان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1814اگلی نظمآینهای بزدایم از جهت منظر منوای از این خاک تنم تیره دل اکدر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1816آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق تو آورد قدح پر ز بلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1814
اگلی نظمآینهای بزدایم از جهت منظر منوای از این خاک تنم تیره دل اکدر منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1816