رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1336غزل شمارهٔ 1336شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: امدلصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحلقه دل زدم شبی در هوس سلام دلبانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل2نقل کریںشعله نور آن قمر میزد از شکاف دربر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل3نقل کریںموج ز نور روی دل پر شده بود کوی دلکوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل4نقل کریںعقل کل ار سری کند با دل چاکری کندگردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل5نقل کریںرفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغلهخلق گسسته سلسله از طرف پیام دل6نقل کریںنور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرشروح نشسته بر درش مینگرد به بام دل7نقل کریںنیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصرجمله نظر بود نظر در خمشی کلام دل8نقل کریںجمله کون مست دل گشته زبون به دست دلمرحلههای نه فلک هست یقین دو گام دل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دلگفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1335اگلی نظمالا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخلنبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1337آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیافسر آریاآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دلگفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1335
اگلی نظمالا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخلنبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخلرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1337