رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 679غزل شمارهٔ 679شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: ریشدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچو دیوم عاشق آن یک پری شدز دیو خویشتن یک سر بری شد22نقل کریںچو ناگاهان بدیدش همچو برقیبرون پرید عقلش را سری شد33نقل کریںدر انگشت پری مُهر سلیمانچو دید آن جان و دل در چاکری شد44نقل کریںچو سر چاکری عشق دریافتفراز هفت چرخ مهتری شد55نقل کریںچو لب تر کرد او از جام عشقشبدان خشکی لب او از تری شد66نقل کریںچو شد او مشتری عشق جنیکمینه بندگانش مشتری شد77نقل کریںچو گاوی بود بیجان و زبان دیوبداد جان و عشقش سامری شد88نقل کریںهمه جور و جفا و محنت عشقبر او شیرین چو مهر مادری شد99نقل کریںمگر درد فراق و جور هجرانکه تاب آن نبودش زان بری شد1010نقل کریںز دست هجر او تا پیش مخدومکه شمسالدین است بهر داوری شد1111نقل کریںچو دیو آمد به پیشش خاک بوسیداز آتش با ملایک همپری شد1212نقل کریںاز آن مستی به تبریز است گردانکه از جانش هوای کافری شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه صورت یار من چون خشمگین شددلم گفت اه مگر با من به کین شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 678اگلی نظمنگارا مردگان از جان چه دانندکلاغان قدر تابستان چه دانندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 680◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه صورت یار من چون خشمگین شددلم گفت اه مگر با من به کین شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 678